West World - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 16:16
جایی که ما خود واقعی را نشان میدهیم جایی که تک تک ماآنیم که که هستیم نه آن که باید باشیم، آنجایکی از دنیاهای حقیقی ماست اما ماگرفتار محیط پیرامون وانسان ها و مقام هاهستیم چون آنها بهما آسیب خواهند زد
دیگر نمیشود - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 16:16
حتی فکرشم نکن نمیشه ادامه داد تا میام ببخشمت همه چی یادم میادمیدونی حق با منه پس به اول برنگرد وقتی اصرارم به عشق چیزیو عوض نکردحتی فکرشم نکن نمیشه ادامه داد تا میام ببخشمت همه چی یادم میادنگو بی رحم
داستان یک زندگی-قسمت دهم-رفتی و صبر و قرار مرا بردی - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
در این زمانه خسته از اتفاقات تلخیک نور امید یک سمت تازه میخواهمگاهی میتواند آرام بخش باشدراه طولانیست و مقصد نا معلومنمیدانم چه میشود و به کجا خواهم رفتمن اینجا مانده ام بدون هیچ راهنمایییاس پایان تلاشهاست و نمیخواهم اینگونه باشدشاید زمان بگذرد و آینده روشن باشدو شاید... دیگر مجالی برای ماندن نیست ب...
شاعر مولود مهدی - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
تو (دنیا) مرا آزردی ...که خودم کوچ کنم از شهرت ،تو خیالت راحت !میروم از قلبت ،میشوم دورترین خاطره در شبهایتتو به من میخندی !و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد ...
داستان یک زندگی-قسمت یازدهم-یار روزای روشن - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
این روزها گاهی به عقب باز میگردیمسالهایی که بودیم و نبودیمتنها بودیم و با هم بودیمو مدتی که بودیم و بودیماز میان تمامی خاطرات رشته ای از زیبایی هاست که به یاد می آورمبسیاری زیبایست و اندکی دل آزردگیام
گوزنها - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
مرورگر شما از پخش موزیک آنلاین پشتیبانی نمی کند
نفرین - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
آسمان چشم اوآیینه ی کیستآنکه چون آیینه با من روبرو بوددرد و نفریندرد و نفرین بر سفر بادسرنوشت این جدایی دست او بودآآآآه ه هگریه مکن که سرنوشتگر مر از تو جدا کردعاقبت دلهای مابا غم هم آشنا کردبا غم هم
اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
دراین دیار خسته کش دیگر بریده نفسمهر چه تلاش می کنم به آرامش نمی رسمدر این دیار خسته کش وجود من بیهوده شدارثیه های عاطفی این جا از من ربوده شدروز نفس نفس زنان رو به سراب می رومخشک گلو و تشنه لب به عشق
یک فیلم بسیار خوبی که دیدم - a star is born - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:28
Tell me somethin', girlAre you happy in this mode world?Or do you need more?Is there somethin' else you're searchin' for?I'm fallingIn all the good times I find myselfLongin' for changeAnd in the ba
داستان یک زندگی-قسمت پنجم-جدایی - تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 13:26
فیکریندن گئجهلر یاتا بیلمیرمبو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرمنئیلهییم کی سنه چاتا بیلمیرمآیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیقهر بیر درددن اولار یامان آیریلیقاوزوندور هیجریندن قارا گئجهلربیلمیرم من گئدیم ها
داستان یک زندگی-قسمت پنجم-سوز - تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 13:26
مرورگر شما از پخش موزیک آنلاین پشتیبانی نمی کند رستن از دامت، نتوانم! محبوبِ زیبا….●♪♫طاقتِ هجرت، ندارم… محبوبِ زیبا…●♪♫با ما چه کردی، جز جفا؛ محبوبِ زیبا؟●♪♫رحمی کن آخر؛ بی وفا! محبوبِ زیبا…●♪♫سر ت
داستان یک زندگی-قسمت هفتم-من از نزدیک بودن های دور میترسم - تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 13:26
در دنیای آدم های غیر واقعیلال ها عاشق نمیشوندچون نمیگویند دوستت دارمکورها عاشق نمیشوندچون نمیتوانند ببینند، لذت ببرند و تمجید کنندناشنواها هیچ وقت نباید بنوازندچون نمیشنونددر دنیای آدمهای غیر واقعیهمیشه باید بگویید دوستت دارمببینید و تعریف کنیدبشنوید و بشنوید آنچه آنها میخواهنداما من کور بودمنمیشنید...
داستان یک زندگی-قسمت ششم-بهانه - تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 13:26
میدانم ماندن و رفتن مسئله نیستاما من مرد رفتن و بودن بودماو اهل ماندن و نبودن!روزگاری گذشت و دانستمخوبی ها فراموش شدنیست و زخم ها همیشگیهر جه بهتر باشی، باز هم گذشته ها بهانه استباز دلبستگی های ساختگی
داستان یک زندگی-قسمت هشتم-خدا انگار خوابیده - تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 13:26
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینمهر جا که پا میذارم تو رو اونجا میبینمیادمه چشمای تو پر درد و غصه بودقصهی غربت تو قد صد تا قصه بودیاد تو هر جا که هستم با منهداره عمر منو آتیش میزنهتو برام خورشید
داستان یک زندگی-قسمت نهم-تکیه بر باد - تاریخ: 1398/10/15 ساعت: 13:26
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند. به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینمبه خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی به خیالم که تو با من دیگه از همه جداییمن هنوزم نگرانم
همه چیز موقتیست - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:51
همین امروز یه دونه کبوتر اومد دم پنجره خونهمن یه مقدار نون خشک براش گذاشتم خورد اما نه به امید اینکه بمونهدل خودم اینو بهم گفتیه احساس درونیشاید از روی ترهمبیشتر حس پدرانهپیامی به من ندادروز داشت کم کم آغاز میشدو مناصلا نگاهم را ازش برنداشتمزشت نبودکنار پنجره همسایه رفت رها بود و آزاد بدون دلبستگیدل...
یاور همیشه مومن - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:51
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستنای چراغ مهربونی تو شبای وحشت منای تبلور حقیقت توی لحظه های تردیدتو شب و از من گرفتی تو من و دادی به خورشیداگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهیبرای من که غریبم تو
حتی دیگه یادشم نیاد اسمتو - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:51
امشب میخوام قدم بزنم هی تو گوش خودم بزنمهر چی حس تو سرمه امشب میخوام همه رو بهم بزنمبه دلم بگم دیگه تو رو نخوام حتی دیگه یادشم نیاد اسمتوحتی یه لحظه هم نرم تو فکر تو از یاد من بره حس تومیگذرم ازتمیگذرم ازت میگذرم از تو و اون خاطرات نمیگذرم فقط از درد دلم با چشات نمیگذرم فقطاز حرفایی که رو دلم مونده
جزیره - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:51
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرمواسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرمیه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجهایه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا.تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتیغصه های عاشقی رو
داستان یک زندگی (مقدمه) - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:51
همیشه تو مینوشتی من میخواندماین بار من مینوسم و تو بخوانتو میگفتی هزار راه نرفته را من میگویم یک راه رفته راصادقانه، عاشقانه، دوستانه هر گونه که هستآرام و صادقانه مینویسمگرچه خستهام گرچه دورم از هرچه

برچسب‌های مرتبط

پلاگین مقایسه وردپرس | پلاگین مقایسه محصول وردپرس | دوراهی قپان | دوراهی عشق و هوس | دوراهی مرتضی اشرفی | دوراهی قلهک | دوراهی به انگلیسی | دوراهی عقل و احساس | امیر عظیمی دوراهی | دوراهی زندگی